السيد الطباطبائي

10

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )

الكلّ عبارة و أنت المعنى * يا من هو للقلوب مغناطيس « 1 - » و « 1 » اين جذبهء مغناطيسيّهء حقيقيّه كه نتيجه و اثرش پاره كردن قيود طبيعيّه و حدود انفسيّه و حركت به سوى عالم تجرّد و اطلاق و بالأخره فناى در فعل و اسم و صفت و ذات مقدّس مبدأ المبادى و غاية الغايات و بقاى هستى به بقاى حضرت معبود است از هر عملى كه در تصوّر آيد عالىتر و راقىتر است . جذبة من جذبات الرّحمن توازى عبادة الثّقلين . « 2 » انسان در كمون ذات و سرشت خود حركت به سوى اين كعبهء مقصود و قبلهء معبود را مىيابد و به نيروى غريزى و فطرى الهى بار سفر مىبندد و با تمام شراشر وجود بدين صوب رهسپار مىشود . لذا تمام اعضاء و جوارح او بايد در اين سفر به كار افتد . عالم جسم و مادّهء او كه طبع اوست ، و عالم ذهن و مثال او كه برزخ اوست ، و عالم عقل و نفس او كه حقيقت اوست همه بايد در اين سفر وارد گردند و با يكديگر تشريك مساعى كنند . بدن بايد وجههء خود را رو به كعبه نموده ، در حال نماز به قيام

--> ( 1 ) - [ همهء عالم امكان به منزلهء عبارت است و تو معناى آنى ، اى كه تو مغناطيس دلهائى ] . ( 2 ) - [ يك جذبه از جذبه‌هاى الهى ( از نظر تأثير در تكامل انسان ) با عبادت جنّ و انس برابرى مىكند ] . ( 1 - ) - « منظومهء سبزوارى » ، الهيات ، فى افعاله تعالى ، غرر في انحاء تقسيمات لفعل الله تعالى طبع ناصرى ص 183 .